<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-2605880595178249822</id><updated>2012-01-23T15:52:00.436-08:00</updated><category term='هدف سبز جنبش'/><title type='text'>نامه نویس</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://namehnevis.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>امیر خراسانی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02270631502271476816</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='27' src='http://3.bp.blogspot.com/_GacsSFtr-LU/SxQi2zzNVBI/AAAAAAAAAAM/wy5Ni_6PorM/S220/music.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>19</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2605880595178249822.post-3475058164358135581</id><published>2012-01-23T15:51:00.000-08:00</published><updated>2012-01-23T15:52:00.445-08:00</updated><title type='text'>شکافی بر دیوار ولایت</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;چند هفته بعد از تحریم بانک مرکزی ایران از سوی آمریکا بازار ارز ایران همچنان بحرانی است. اکنون نرخ برابری دلار با ریال در ایران به بالاترین سطح خود در تاریخ رسیده است. البته کمتر کسی است که، لااقل برای دانستن، از نرخ روزانه ارز خبری نداشته باشد. پس نیازی به بازگو کردن ماجرا نیست. با این حال بحران در بازار ارز نمادی است از بحران های فراوانی که جامعه، سیاست و اقتصاد ایران با آن در گیر است.&lt;br /&gt;دولت که به لحاظ نظری مسوول منابع ملی است، در ماجرای تحقیر ارزش پول ملی تقریبا از همه ساکت تر بوده است. گویا نه خانی آمده و نه خانی رفته. تحلیل چنین شرایطی دشوار نیست؛ چرا که رابطه بین دولت، ملت و مسولیت در ایران تقریبا چهار چوب خود را، چه به لحاظ نظری و چه به لحاظ عملی، از دست داده است. تلاش بخشی از دولت تا کنون مقصر دانستن دلالان و واسطه ها بوده است و تلاش بخش دیگری پاک کردن صورت مساله، گویا همه چیز بر وفق مراد است. از نظر مردم این گزاره که همه چیز بر وفق مراد دولت است، کامی دوروت به نظر میرسد چرا که دولت مشغول پور کردن جیب خود چند ماه مانده به انتخابات است.&lt;br /&gt;مسولین بانک مرکزی که متولی حفظ ارزش پول ملی هستند، گاهی در نقش روشنفکرانی ظاهر میشوند که با مرور دروس کلاسیک اقتصاد، مفاهیمی نظیر تورم، رکود تورمی، نقدینگی،... را بازگو میکنند. در بسیاری از کشور ها اگر مسوولی شرایط را برای عمل به مسوولیت خود به دلایل مختلف مهیا نبینند، با استعفا مسولیت را واگذار میکنند. اما گویا مسولین بانک مرکزی از خاطر برده اند که حقوق ماهانه آنان نه بابت تدریس این مفاهیم بلکه بابت استفاده از این مفاهیم در عمل میباشد.&lt;br /&gt;مجلس که مهمترین نهاد نظارتی بر عمل کرد دولت است، تقریبا از خود قطع امید کرده و حتی انتقاد جدی و محکمی به عملکرد دولت ندارد. گویا اقتضای حفظ شغل نمایندگی آرام، صبور و متین بودن است در مواردی که به حقوق مردم مربوط است. نمایندگان به خوبی میدانند که باید بادبان را بر وفق بادی که از جانب بیت رهبری میوزد تنظیم کنند.&lt;br /&gt;مشکل اینجاست که رهبر جمهوری اسلامی هنوز در خیال رهبری بیداری اسلامی است و بصیرت افزایی عوام و خواص. وی پس از چند دهه فرمان روایی هنوز به درستی نمیداند که آیا ولی مسلمین جهان است یا رهبر سیاسی یک کشور با چند ده میلیون جمیعت متکثر. در حالی که تنها در چند ماه ارزش پول ملی تقریبا نصف شده است، هنوز خاطر همایونی مشوش نشده است.&lt;br /&gt;بر فرض که رهبر جمهوری اسلامی تصمیمی بگیرد، بخش یا تمام این تصمیم منوط به همراهی با یکی از دیدگاه های موجود است. آیت اله خامنه ای به درستی دریافته است که در میان مردم جایگاهی ندارد. اما حتی اگر برای حفظ خود جانب مردم را بگیرد، آیا توان تحکم به دولت برای در پیش گرفتن یک مشی مشخص اقتصادی را در خود میبیند؟ اگر جانب دولت را بگیرد، آیا بیش از این توان بر دوش کشیدن مسوولیت رفتار دولتمردان را دارد؟ حتی اگر آیت اله خامنه ای از رویه معمول خود استفاده کند و شورایی را مسوول ساماندهی اقتصاد کنند. نقش این شورا و ترکیب آن هر چه باشد، دولت آن را با تلاشی برای تضعیف خود چند ماه مانده با انتخابات قلمداد خواهد کرد و این شورا خود بر پیچیدگی روابط درون نظام خواهد افزود.&lt;br /&gt;شاید بتوان گفت که قیمت ارز نمای شکافی است بر دیوار؛ شکافی که بیش از هر چیز به وجود تنش و رانش در اجزای کارکردی دلالت میکند. در هر صورت، بحران کنونی در ارز، نیاز به ساماندهی روابط سیاسی درون نظام از یک سو و روابط آن با مردم از سوی دیگر دارد و این چیزی است که حل این بحران را در شرایط موجود دشوار میکنند. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2605880595178249822-3475058164358135581?l=namehnevis.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://namehnevis.blogspot.com/feeds/3475058164358135581/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2012/01/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/3475058164358135581'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/3475058164358135581'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2012/01/blog-post.html' title='شکافی بر دیوار ولایت'/><author><name>امیر خراسانی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02270631502271476816</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='27' src='http://3.bp.blogspot.com/_GacsSFtr-LU/SxQi2zzNVBI/AAAAAAAAAAM/wy5Ni_6PorM/S220/music.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2605880595178249822.post-7653523566134755228</id><published>2011-11-30T18:42:00.000-08:00</published><updated>2011-11-30T18:43:38.953-08:00</updated><title type='text'>تصمیم سلطان</title><content type='html'>زمانی که ویلیام هیگ، وزیر خارجه بریتانیا، درپارلمان این کشور دستور تعطیلی فوری سفارت ایران در بریتانیا را اعلام کرد، هنوز اعضای پارلمان این کشور خبر این دستور را بر روی خطابه وزیر، که به صورت مکتوب کمی پیش از سخنرانی وی بین آنان توزیع شده بود، مشاهده نکرده بودند. وزیر خارجه بریتانیا، که روز چهار شنبه اول دسامبر برای توضیح درباره واکنش بریتانیا به حمله به سفارت این کشور در تهران در پارلمان بریتانیا حاضر شده بود، تاکید کرد که دقایقی پیش از سخنرانی خود مطمئن شده است که آخرین اعضای سفارت بریتانیا ایران را ترک کرده اند. این تاکید به خوبی دلیل واکنش نسبتا ملایم اولیه بریتانیا نسبت به اتفاقات روز قبل از آن، که گروهی از معترضان که رسانه‌های داخلی ایران آنان را دانشجویان دانشگاه های تهران و دانشجویان بسیجی توصیف می کردند اقدام به تخریب اموال و تصرف کوتاه مدت سفارت کردند، نشان میدهد.&lt;br /&gt;پس از حمله به سفارت بریتانیا در تهران، بسیاری از کشور های اروپایی نظیر آلمان، فرانسه، ایتالیا، نروژ و هلند در اعتراض به اقدام دولت ایران در عدم توقف حمله به ساختمان سفارتخانه بریتانیا با بستن سفارتخانه هایشان یا احضار سفیرهای ایران در کشور خود واکنش نشان دادند. از طرف دیگر شورای امنیت با توافق هر ۱۵ کشور عضو، از جمله چین و روسیه، این اقدام را محکوم کرد.&lt;br /&gt;به سختی میتوان باور کرد که حکومت ایران از تبعات چنین اقدامی آگاه نبوده است. اما واقعا فایده این کار برای نظام سیاسی ایران چه بود؟&lt;br /&gt;زمانی که مجلس ایران تنها چند روز قبل از این حادثه طرح کاهش روابط با بریتانیا را با اکثریت بالایی تصویب کرده بود و پس از این که این طرح توسط شورای شورای نگهبان قانون اساسی جمهوری اسلامی تایید شد، به نظر میرسید که حکومت ایران قصد استفاده از ابزارهای متعارف دیپلماتیک نظیر اخراج سفیر برای کاهش روابط با بریتانیا داشته باشد.&lt;br /&gt;از سوی دیگر دولت ایران در صورت تمایل به کاهش سطح روابط با انگلستان نیازی به مصوبه مجلس نداشت. بنا بر این تهیه چنین طرحی از سوی مجلس در واقع تلاش برای الزام دولت محمود احمدی نژاد به چنین اقدامی بوده است. با توجه به این که وزارت امور خارجه ایران از "رفتارهای غیر قابل قبول معدودی از معترضان" ابراز تأسف کرده بود، میتوان اطمینان حاصل کرد که دولت ایران موافق چنین اقدامی لااقل به این شکل نبوده است. احتمالا گروهی به دلیل نگرانی از عملکرد دولت در قبال این مصوبه، منتظر اجرای مصوبه مجلس نشدند و مستقیما اقدام به حمله به سفارت بریتانیا کردند.&lt;br /&gt;البته در مورد میزان محبوبیت دولت انگلستان در میان مردم ایران، همواره اختلاف نظر وجود داشته است. با این حال در شرایطی که روابط خارجی ایران با کشور های خارجی در سطح بسیار پایینی است، به نظر نمیرسد که ایرانیان از بدتر شدن بیش از پیش روابط خارجی بین کشورشان و کشور های خارجی استقبال کنند. در صورتی که دولت تلاش میکرد که از اجرای مصوبه مجلس جلوگیری کند، خطر ایجاد شکاف بیشتر در حاکمیت از یک طرف و افزایش محبوبیت دولت میان مردم از سوی دیگر وجود داشت.&lt;br /&gt;بنابر این حمله به سفارت انگلستان در تهران اقدامی برای گرفتن ابتکار عمل از دولت بود و این میتواند دومین دلیل حمله به سفارت به شکل فعلی باشد. آیت اله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، نیازمند این است که اطمینان حاصل کند در چند ماه مانده به انتخابات مجلس نهم، ابتکار عمل تنها در دست وی و طرفداران اوست. در صورتی که دولت محمود احمدی نژاد مهار نشود، ممکن است دست به اقداماتی پیش بینی نشده بزند، و این چیزی است که در شرایط حساس فعلی، از نظر داخلی، رهبر ایران به هیچ وجه مایل نیست که صورت بگیرد.&lt;br /&gt;در سیاست داخلی، حتی سخنرانی مشاوران آقای احمدی نژاد نظیر آقای جوانفکر به دقت و از نزدیک از طرف دادستانی پی گیری میشود و برای آنان پرونده سازی میشود. در اقتصاد، پرونده اختلاس بانکی نظیر تفنگی که هر لحظه به سوی کسی نشانه گرفته میشود، از اطرافیان آقای احمدی نژاد دور نمیشود. و اکنون با حمله به سفارت انگلستان در تهران، آیت اله خامنه ای خود را سکاندار تنظیم روابط خارجی نشان میدهد.&lt;br /&gt;این سوال که با توجه به سطح بالای روابط سیاسی بریتانیا با کشور های مختلف، آیا هزینه چنین اقدامی برای جمهوری اسلامی ایران بیش از فایده آن نخواهد بود، چیزی نیست که اکنون ذهن آیت اله خامنه ای را به خود در گیر کند. چیزی که وی فعلا به آن نیاز دارد، اطاعت بی چون و چراست، بلکه این چند ماه تا انتخابات مجلس نیز بگذرد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2605880595178249822-7653523566134755228?l=namehnevis.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://namehnevis.blogspot.com/feeds/7653523566134755228/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2011/11/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/7653523566134755228'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/7653523566134755228'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2011/11/blog-post.html' title='تصمیم سلطان'/><author><name>امیر خراسانی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02270631502271476816</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='27' src='http://3.bp.blogspot.com/_GacsSFtr-LU/SxQi2zzNVBI/AAAAAAAAAAM/wy5Ni_6PorM/S220/music.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2605880595178249822.post-2958402560001536632</id><published>2011-06-10T04:48:00.001-07:00</published><updated>2011-06-15T01:57:57.491-07:00</updated><title type='text'>مهندس انتخابات در تاریکخانه طراحی</title><content type='html'>چند ماه مانده به انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی احتمالا مهمترین دغدغه ذهنی آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، ارایه ی طرحی برای "هدایت" یا "مهندسی" انتخابات پیش رو است.&lt;br /&gt;در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران وظیفه اجرای انتخابات با وزارت کشور - که وزیر آن بنا بر یک سنت نا نوشته پس از مشورت و تایید رهبر از طرف رییس جمهور به مجلس معرفی میشود - و وظیفه نظارت بر آن بر عهده شورای نگهبان است که اعضا ی آن مستقیم یا به نحوی غیر مستقیم از طرف رهبری منصوب میشوند. بنابراین رهبر جمهوری اسلامی اهرم های لازم و کافی برای سیاست دهی به مجریان و ناظران انتخابات را در اختیار دارد.&lt;br /&gt;مساله اصلی در انتخابات پیش رو - که اولین انتخابات پس از انتخابات پر مناقشه دهمین دوره ریاست جمهوری است - روند برگزاری انتخابات و نتیجه آن میباشد.&lt;br /&gt;گر چه تصمیمات رهبری در فضایی محرمانه شبیه تاریکخانه گرفته میشود اما در شرایط فعلی به نظر میرسد که رهبر جمهوری اسلامی ایران یک انتخابات کم رونق و کم مناقشه اما با نتیجه مطلوب را به یک انتخابات پر رونق ولی با نتایج و عواقب پیش بینی نشده ترجیح میدهد. از این رو وی در دیدار سالانه خود با نمایندگان در سالگرد افتتاح اولین دوره مجلس شورای اسلامی - در هشتم خرداد ماه - مسوولان سه قوه را از دخالت در انتخابات بر حذر داشت؛ علامتی که بیش از هر چیز نشان از علاقه مندی آیت الله خامنه ای به هدایت انتخابات توسط خود وی میباشد.&lt;br /&gt;این احتمال که آیت الله خامنه ای حاضر به سپردن کلید مجلس آینده به طیف طرفدار محمود احمدی نژاد باشد دور از ذهن است، چرا که وی بیشتر علاقمند به بدرقه احمدی نژاد از قدرت پس از پایان دوره ریاست جمهوری او است. با این حال گروهی از طرفداران آقای احمدی نژاد که در مناقشه اخیر میان رهبر و رییس جمهور به انتقاد از احمدی نژاد پرداختند مورد اقبال قرار خواهند گرفت.&lt;br /&gt;از طرفی آیت الله خامنه ای از حضور محدود و کنترل شده طیف میانی اصلاح طلبان در انتخابات استقبال خواهد کرد. از این رو در سخنرانی خود در چهاردهم خرداد ماه در مراسم درگذشت آیت الله خمینی به بیان این که "اگر به نام انقلابی گری امنیت را از بخشی از مردم جامعه سلب کنیم، از خط امام منحرف شده ایم" پرداخت. در حالی که اکثر مخالفان آیت الله خامنه ای در حبس خانگی، زندان و یا تبعید به سر میبرند، نظر وی مبنی بر این که "تقوا این نیست که مخالف خود را له کنیم" بیشتر جنبه طنز پیدا میکنم؛ با این حال چنین اظهار نظرهایی بعضی اصلاح طلبان را به حضور در انتخابات امیدوار خواهد کرد. این مساله برای نظام دو فایده مشخص دارد. اول این که بین اصلاح طلبان و نیروهای مخالف خارج از نظام - که این دو پس از انتخابات بسیار به هم نزدیک شدند - اختلاف ایجاد خواهد کرد. دوم این که به بازسازی نقش سنتی اصلاح طلبان به عنوان داغ کننده "تنور انتخابات" کمک میکند. اما با توجه به سابقه شورای نگهبان در رد صلاحیت نامزد های اصلاح طلب، بعید به نظر میرسد که اصلاح طلبان حتی بر روی کاغذ هم شانسی برای پیروزی در انتخابات داشته باشند.&lt;br /&gt;میتوان پیش بینی کرد که در ماه های آینده آیت الله خامنه ای سعی در تقویت نقش شورای نگهبان در روند انتخابات خواهد کرد؛ چرا که نحوه تایید یا رد صلاحیت داوطلبان توسط این نهاد نقش مهمی در نتیجه انتخابات دارد. با در نظر گرفتن این که عملکرد مجالس هفتم و هشتم کمتر مورد انتقاد وی قرار گرفته است، میتوان حدس زد که مجلس آینده به نوعی تداوم دو مجلس گذشته باشد.&lt;br /&gt;اما نباید از خاطر ببریم که در این انتخابات محمود احمدی نژاد به دنبال ایجاد مجلسی با ترکیبی متفاوت از ترکیب مورد نظر آیات الله خامنه ای است و این مساله ممکن است خود به چالشی در روابط پر تنش اخیر میان رهبر و رییس دولت منجر شود. همچنین نباید فراموش کنیم که جامعه ایران مطالبات متراکم فراوانی دارد که هر فرصتی ممکن است جرقه ای باشد برای انفجار.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2605880595178249822-2958402560001536632?l=namehnevis.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://namehnevis.blogspot.com/feeds/2958402560001536632/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2011/06/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/2958402560001536632'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/2958402560001536632'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2011/06/blog-post.html' title='مهندس انتخابات در تاریکخانه طراحی'/><author><name>امیر خراسانی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02270631502271476816</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='27' src='http://3.bp.blogspot.com/_GacsSFtr-LU/SxQi2zzNVBI/AAAAAAAAAAM/wy5Ni_6PorM/S220/music.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2605880595178249822.post-1931632229440449341</id><published>2011-04-24T18:14:00.001-07:00</published><updated>2011-04-24T18:14:32.503-07:00</updated><title type='text'>چشم انداز آینده</title><content type='html'>بیان هر چشم اندازی از آینده چیزی جز تحلیل آینده بر مبنای نحوه کنش و واکنش عناصر و عوامل "موجود" نیست. کنشگران جدیدی در آینده ممکن است وارد بازی شوند. از این رو این نوشته تحلیلی است مختصر بر "آینده قابل پیش بینی" و نه چیزی فرا تر از آن.&lt;br /&gt;اول این که ماه عسل روابط رهبر و رئیس دولت پایان یافته است. جدال آشکار بر سر وزارت اطلاعات بیش از هر چیزی دلیلی آشکار است بر این که شیشه اعتماد بین آیت الله خامنه ای و آقای احمدی نژاد ترک بر داشته است. نمیتوان اختلاف نظر بین ماندن یا رفتن وزیر اطلاعات را دعوای زرگری دانست، چرا که در شرایط فعلی نظام نیازمند ارائه تصویری حاکی از انسجام نهاد های امنیتی است. در شرایطی که دیگر اصلاح طلبان در نهادهای تصمیم گیری مشارکت تعیین کننده ای ندارند، اشاره رهبر ایران به این که تا زمانیکه زنده است نخواهد گذاشت حرکت بسوی آرمانها ذره ای منحرف شود، علامت این است که وی حاضر به دادن چک سفید امضا به دولت نیست.&lt;br /&gt;دوم این که زلزله ژاپن امکان عقب نشینی آبرومندانه برای محدود کردن فعالیت های هسته ای - و از این طریق کاهش تنش در روابط خارجی - را در اختیار نظام قرار داده است. برای اولین بار مجلس اصول گرا به صورت رسمی در مقرون به صرفه بودن تکمیل نیروگاه بوشهر ابراز تردید کرده است. از طرفی به نظر میرسد که ایران در شرایطی نیست که بتواند دست به ماجرا جویی در صحنه خارجی بزند و غرب هم علاقه ای به حل مساله از طریقی غیر از تحریم های شورای امنیت ندارد. در کوتاه مدت پرونده هسته ای ایران یک رکود شکننده خواهد دشت.&lt;br /&gt;سوم این که نیروهای مخالف جمهوری اسلامی - که اکنون شامل بخشی از نیرو های اصلاح طلب نیز میشود - هنوز نتواسته اند به لحاظ نظری بر روی هدفی تعریف شده (اجرای بدون تنازل قانون اساسی، تغییر قانون اساسی ، تغییر نظام...) و راهبردی کارا (اصلاحات، انقلاب، مبارزه،...) توافق کنند؛ مشکل اینجاست که الگوی ذهنی نیروهای مخالف هنوز بر شکل گیری یک "نظام" جدید چه از طریق اصلاح و چه از طریق تغییر و انقلاب استوار است. باید برای نیروهای مخالف توضیح داده شود که مردم سالاری نه یک "نظام" بلکه یک "شبکه" است. شبکه ای که در آن برای همه امکان یکسانی برای فکر کردن، انتخاب کردن و انتخاب شدن وجود دارد. تا زمانی که چنین اصلی مورد توافق قرار نگیرد، صرف جایگزینی یک "نظام" دینی با یک "نظام" سکولار الزاما ما را به دموکراسی نزدیک نخواهد کرد.&lt;br /&gt;چهارم این که مردم ایران خسته هستند. توضیح این پدیده از نظر جامعه شناسی کمی دشوار است. از گذشته ی نزدیک که هنوز مردم به خاطر دارند خاطره خوشی نه از انقلاب در ذهن ها باقی مانده، نه از اصلاحات و نه از اعتراض. غلبه بر اینرسی سکون نیرویی بیشتر از حد معمول میخواهد و این چیزی است که آینده قابل پیش بینی را کمی نا خوشایند میکند.&lt;br /&gt;به نظر من فرصت های زیادی - برای مردم و برای نظام - در دوران اصلاحات از دست رفت که میتوانست به شرایط موجود منجر نشود. اما فراموش نکنیم که آینده همیشه قابل پیش بینی نیست.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2605880595178249822-1931632229440449341?l=namehnevis.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://namehnevis.blogspot.com/feeds/1931632229440449341/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2011/04/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/1931632229440449341'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/1931632229440449341'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2011/04/blog-post.html' title='چشم انداز آینده'/><author><name>امیر خراسانی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02270631502271476816</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='27' src='http://3.bp.blogspot.com/_GacsSFtr-LU/SxQi2zzNVBI/AAAAAAAAAAM/wy5Ni_6PorM/S220/music.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2605880595178249822.post-2146265382247936728</id><published>2011-02-15T17:06:00.001-08:00</published><updated>2011-02-16T02:12:40.433-08:00</updated><title type='text'>گرگها دیگر نمی رقصند</title><content type='html'>کلمه "فتنه" پس از اعتراضات مردم به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال هشتاد و هشت به تکیه کلام کارگزاران نظام تبدیل شد. رهبر نظام جمهوری اسلامی با سرمایه گذاری بر روی این مفهوم در کنار مفهوم بصیرت سعی در ایجاد این باور در میان هواداران خود داشت که اگر تمام یا بخشی از اقدامات پس از انتخابات از نظر آنها اشتباه است، به دلیل نداشتن بصیرت کافی میباشد. به پیروی از رهبری، افراد مختلف بسته به میزان "ضریب ولایت پذیری" خود اقدام به استعمال کلمه "فتنه" و مشتقات آن نظیر "فتنه گر"، "سران فتنه"، "حامیان فتنه"،... در مناسبت های مختلف کردند.&lt;br /&gt;در سال هشتاد و نه، کلمه "فتنه" جای خود را به عبارت "فتنه سال گذشته" داد؛ و این عبارتی بود که کم کم داشت برای محافظه کاران جذاب میشد. "فتنه سال گذشته" به صورت ضمنی دلالت به این داشت که "فتنه" ای در سال جاری وجود ندارد و این دقیقا همان چیزی بود که محافظه کاران سعی در القای آن بودند. افراد کم هوشی نظیر جنتی دبیر شورای نگهبان یکی دو بار از "آتش زیر خاکستر" بودن جریان "فتنه" سخن گفتند اما این چنین بیاناتی زیاد به دل محافظه کاران ننشست. مطلوب همان بود که به گونه ای صحبت شود که جریان فتنه مرده است. رهبری در این میان رقصی هوشمندانه را آغاز کرد و حتی به برشمردن درس های فتنه سال گذشته پرداخت.&lt;br /&gt;اگر از چنین منظری به مسایل نگاه کنیم در خواهیم یافت که چرا حامیان حکومت چنین از تظاهرات روز بیست و پنجم بهمن ماه به خشم آمده اند. نمایندگان مجلس شعارهای تندی علیه "سران فتنه" سر میدهند، گروهي از طلاب، دانشجويان و بسيجيان وابسته به حکومت با تجمع در مقابل دادسراي انقلاب تهران، خواستار محاكمه سران فتنه میشوند و جعفر شجونی - عضو شورای مركزی جامعه روحانيت مبارز - در نامه ای به هاشمی رفسنجانی نسبت به عدم اعلام برائت وي از سران فتنه هشدار میدهد. جالب اینجاست که افراد میانه رو جناح محافظه کار نظیر علی لاریجانی و محسن رضایی نیز این بار به خشم آمده اند. دلیل خشم این افراد کاملا قابل درک است: مردگان که به تظاهرات نمیروند.&lt;br /&gt;احتمالا اکنون بحث های داغی بین محافظه کاران در گرفته است. از گزینه های جنون آمیزی چون اعدام موسوی و کروبی گرفته تا سرکوب طرفداران آنها، تمام گزینه ها باید دوباره بررسی شوند. به رهبری گفته خواهد شد که سیاست حصر خانگی سران فتنه موفق نبوده است و به وی توصیه خواهد شد که باید بر شدت و میزان سرکوب ها افزود. دوباره تلاش خواهد شد که با اقداماتی نظیر آتش زدن عکس بنیان گذار جمهوری اسلامی میان معترضان اختلاف ایجاد شود. اما مشکل اینجاست که تمامی این اقدامات یعنی بازگشت به خانه اول.&lt;br /&gt;در هر صورت نباید از خاطر ببریم که محافظه کاران در یک کار تبحری کامل دارند و آن نمد مال کردن رقیب است. این که آیا این بار سیاست مالوف خود را باز با موفقیت اجرا خواهند کرد یا خود مغلوب آن خواهند شد سوالی است که باید منتظر جواب آن بود.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2605880595178249822-2146265382247936728?l=namehnevis.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://namehnevis.blogspot.com/feeds/2146265382247936728/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2011/02/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/2146265382247936728'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/2146265382247936728'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2011/02/blog-post.html' title='گرگها دیگر نمی رقصند'/><author><name>امیر خراسانی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02270631502271476816</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='27' src='http://3.bp.blogspot.com/_GacsSFtr-LU/SxQi2zzNVBI/AAAAAAAAAAM/wy5Ni_6PorM/S220/music.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2605880595178249822.post-7651629846463424933</id><published>2011-01-17T07:33:00.000-08:00</published><updated>2011-01-17T07:37:13.329-08:00</updated><title type='text'>سردرگمی در دو اردوگاه</title><content type='html'>اتفاقات پس از انتخابات ریاست جمهوری سال هشتاد و هشت برای هر دو جناح سیاسی غیر منتظره بود. انتظار اصولگرایان این بود که پس از تقلب گسترده در انتخابات بتوانند اصلاح طلبان را مجاب به قبول نتیجه انتخابات یا لااقل سکوت در برابر آن بکنند. از سوی دیگر تحلیل اصلاح طلبان این بود که در صورت حضور گسترده مردم در انتخابات امکان تقلب و تغییر نتیجه انتخابات از میان خواهد رفت. دیگر این که اصولگرایان امیدوار بودند که اعلام پیروزی احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور با آرای بسیار بالا قدرت آنان در چانه زنی در صحنه بین المللی مخصوصا در مساله هسته ای افزایش دهد. از طرفی اصلاح طلبان معتقد بودند که پیروزی موسوی با آرای بالا قدرت آنان را برای ملزم کردن رهبری به تن دادن به اصلاحات افزایش خواهد داد.&lt;br /&gt;در این میان حضور گسترده مردم در راه پیمایی بیست و پنجم خرداد ماه چیزی بود که اصولگرایان انتظار آن را نداشتند و اصلاح طلبان برنامه ای برای آن. راه پیمایی بیست و پنجم خرداد ماه احتمالا همان "حفره" ای است که وزیر اطلاعات معتقد است که در نظام امنیتی ایران ایجاد شد. پس از حضور چند میلیونی مردم در آن تظاهرات "اطلاعات" ویژه ای از پرده برون افتاد و آن آگاهی همگانی به سست شدن پایه های مردمی نظام بود. تحیلی کنونی جناح اصولگرا که در سخنرانی اخیر آیت الله خامنه ای نیز منعکس شده است این است که اتفاقات سال گذشته "دشمن" را امیدوار کرده است. "دشمن" اکنون به خوبی آگاه است که نظام فاقد پشتوانه لازم مردمی است و مردم به خوبی میدانند که همگی با هم هستند؛ این دقیقا همان چیزی است که نظام همیشه سعی در کتمان آن داشته است.&lt;br /&gt;فراموش نکنیم که نمایش "مردمی بودن نظام" بیش از آن که برای سیاست داخلی نظام اهمیت داشته باشد نمایش قدرتی در سیاست خارجی نظام علیه "دشمن" بود. در بازی سنتی انتخابات در ایران اصلاح طلبان همواره به اصولگرایان کمک کرده اند که زیربنای استبدادی قدرت در ایران را با رو بنایی مردمی آرایش بکنند. از این رو پس از هر انتخاباتی رهبری رای مردم در انتخابات را رای به نظام میدانست. اما اتفاقات سال گذشته امکان تداوم این رویکرد انتخاباتی را از نظام گرفته است.&lt;br /&gt;راه حلی که دولت برای این شرایط تدارک دیده است بر سه اصل استوار است. اول کم کردن ماجرا جویی در صحنه خارجی حد اقل در کوتاه مدت؛ رییس دولتی که هر از گاهی یک سخن نسنجیده در صحنه جهانی و در مساله هسته ای مطرح میکرد اکنون روز و شب سرگرم هدفمند کردن یارانه ها است. دوم جا به جایی گروه های مردمی در میان مدت؛ نظام به خوبی در یافته است که مخالفان زیادی در میان مردم پایتخت و دانشگاهیان دارد از این رو سعی در جابجا کردن افراد به گونه ای دارد که مخالفان در یک زمان در یک جا نباشند. سوم تغییر ترکیب جمعیتی در دراز مدت؛ طرفداران این طرح در دولت امیدوار هستند که با افزایش جمیعت و پس از بازنگری زیر بنایی در کتب درسی نسلی هم فکر با خود تربیت خواهند کرد.&lt;br /&gt;باید به دولتمردان فعلی یاد آور شد که چنین راه حلی زیبا و فریبنده است، اما فقط بر روی کاغذ. در مساله هسته ای کشور های غربی با یک مساله فنی مواجه هستند و آن "نقطه غیر قابل بازگشت" است. این نقطه همان جایی است که ایران امکانات لازم برای استفاده دوگانه از فناوری هسته ای را پیدا خواهد کرد. در هر صورتی مساله هسته ای ایران در آن زمان با بحران مواجه خواهد شد. جابه جایی چیدمان جمعتی نیز احتمالا به فراگیر شدن "میکروب های سیاسی" در کل کشور خواهد انجامید. و آخر این که تغییر ترکیب جمعیتی و نیز باز بینی سر فصل کتب درسی در صورتی نتیجه مطلوب اصول گرایان را در بر خواهد داشت که ما فراموش کنیم که بسیاری از افرادی که در انقلاب علیه شاه قیام کردند خود تحصیل کرده مدارس و دانشگاه های نظام گذشته بودند.&lt;br /&gt;اصلاح طلبان اگر چه در وضعیت مطلوبی نیستند اما در در عین حال در وضعیت معلومی هستند. تنها راه حل عملی برای اصلاح طلبان - که دیگر اکنون در قدرت جایگاهی ندارند - باز تعریف جایگاهی برای خود در خارج از چهار چوب نظام است. دل بستن به انجام اصلاحات از طریق شرکت در انتخابات کمی بیش از حد خوش بینانه به نظر میرسد. حتی در صورت تقریبا محال که نامزد های اصلاح طلب تایید شورای نگهبان را به دست بیاورند، توجیه مردم به این که رای آن ها به تغییر شرایط موجود کمک خواهد کرد مشکلی جدید برای اصلاح طلبان خواهد بود.&lt;br /&gt;در هر صورت شرایط سیاسی موجود نه فقط یک بحران بلکه یک بن بست است. راه برون رفت از این بحران رجوع به آرای مردم است و این خود بر تناقضات وضعییت موجود می افزاید.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2605880595178249822-7651629846463424933?l=namehnevis.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://namehnevis.blogspot.com/feeds/7651629846463424933/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2011/01/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/7651629846463424933'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/7651629846463424933'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2011/01/blog-post.html' title='سردرگمی در دو اردوگاه'/><author><name>امیر خراسانی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02270631502271476816</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='27' src='http://3.bp.blogspot.com/_GacsSFtr-LU/SxQi2zzNVBI/AAAAAAAAAAM/wy5Ni_6PorM/S220/music.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2605880595178249822.post-6217175486215048918</id><published>2010-08-04T00:08:00.000-07:00</published><updated>2010-08-04T00:09:52.205-07:00</updated><title type='text'>اجرای بی تنازل قانون اساسی؟! نقدی بر یادداشت آقای حسن یوسفی اشکوری</title><content type='html'>آقای یوسفی اشکوری در یاداشتی به تفضیل در پی پاسخ به این سوال بوده اند که آیا در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی موجود می توان به خواسته هایی نظیر آزادی، دموکراسی، حقوق بشر، رفع تبعیض در تمام سطوح و تحقق مساوات حقوقی کامل بین تمام شهروندان ایرانی و حتی مطالبات حداقلی موسوی و دیگران دست یافت؟ در پاسخ به این سوال ایشان به وجود دو دیدگاه در درون جنبش اعتراضی مردم ایران اشاره میکنند. دیدگاه اول دیدگاهی است که مدافع روش اصلاحی استراتژی تغییرات تدریجی را در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن است. دیدگاه دومی که ایشان به آن اشاره میکنند دیدگاهی است که که تغییر در نظام جمهوری اسلامی را جز از طریق قانون اساسی ممکن نمیداند.&lt;br /&gt;ایشان در تایید دیدگاه اول با تکیه بر "منطق درونی جنبش" اعتراضی مردم ایران و "محور استراتژیک تحقق اهداف مرحله ای"، با اطمینان بیان میدارند که "اگر کمی تأمل کنیم و به منطق درونی استراتژی جنبش وفادار باشیم، این استراتژی تنها استراتژی قابل قبول است" و "راهی جز این به نظر نمی رسد". باز هم تکیه بر تامل است; که تلویحا یعنی هر کسی که از دیدگاهی غیر از این حمایت کند تامل و "بصیرت" کافی ندارد. باز هم تکیه بر وفاداری است؛ یعنی هر کسی غیر روشی غیر از روش اصلاح طلبانه را بر گزیند به منطق درونی جنبش (که تعریفی که آقای اشکوری از آن بیان کرده اند نظر شخصی ایشان است) وفادار نیست و "التزام" ندارد. و آخر این که باز هم تاکید بر وجود یک صراط مستقیم است؛ و نه چند صراط مستقیم.&lt;br /&gt;در رد نظر بخشی از هواداران جنبش موسوم به سبز که خواهان تغییر قانون اساسی هستند ایشان به پیامدهای پیگیری چنین دیدگاهی اشاره میکنند. از نظر ایشان این اقدام بهانه لازم و "کاملا موجهی" را به دست حاکمان فعلی خواهد داد تا مخالفان را به شدت سرکوب کند. ابتدا باید از آقای اشکوری سوال کرد که آیا در نظام سیاسی مورد نظر ایشان سرکوب مخالفان قانون اساسی اقدام "کاملا موجهی" خواهد بود؟ جای این سوال نیز از آقای اشکوری وجود دارد که مگر نظام در سرکوب مخالفان (تا هم اکنون که ظاهرا دیدگاه مورد حمایت ایشان دنبال شده است) از چیزی فرو گذار کرده است؟&lt;br /&gt;البته نمیتوان انکار کرد که دنبال کردن استراتژی مورد حمایت ایشان اگر چه تا کنون موجب کشتار، شکنجه و زندانی شدن جوانان، دانشجویان و زنان شده است اما اسباب آزادی آقایان موسوی، خاتمی و کروبی را فراهم کرده است; اما سوال دیگری که ایشان باید به آن پاسخ دهند این است که آیا واقعا میتوان چنین راهبردی را اخلاقی دانست؟&lt;br /&gt;ایشان البته به درستی بیان میدارند که هر جنبشی باید قدم به قدم حرکت کند و جنبش باید بتواند روزی و در مرحله ای با حاکمیت "گفتگو" کند. اما ظاهرا آقای اشکوری از خاطر برده اند که قبلا برای توجیه نظام به ضرورت انجام اصلاحات به مدت هشت سال گفتگو صورت گرفته بود.&lt;br /&gt;از نظر آقای یوسفی اشکوری شعار رفراندوم قانون اساسی چیزی بیش از سراب نیست. چرا که همان طور که ایشان به درستی بیان میدارند حکومت که خود را به رفراندوم نمی گذارد و در خارج از ساختار حکومت موجود نیز راه حلی برای اجرای رفراندوم وجود ندارد. اما اگر راهی برای تغییر در ساختار حقوقی نظام وجود ندارد، ایشان قبل از تدوین هر راهبرد اصلاح طلبانه ای باید به این سوال پاسخ بدهند که آیا اصلا نظام اصلاح پذیر هست؟ اصرار ایشان مبنی بر این که قانون اساسی موجود توان و ظرفیت لازم برای برآوردن خواسته های حداقلی معترضان سبز را دارد دلیلی بر درستی دیدگاه ایشان نیست؛ چرا که بسیاری از اصلاح طلبان قبلا بیان داشته بودند که حد اکثر ظرفیت قانون اساسی فعلی یک "شبه دموکراسی" است و نه چیز بیشتری و این چیزی است که شاید مورد حمایت حد اقل متعرضان سبز باشد.&lt;br /&gt;در هر صورت دیدگاه های آقای یوسفی اشکوری بیش از آن که مایه دلگرمی باشد اسباب نگرانی است چرا که سوالی که پس از خواندن مقاله ایشان به وجود می آید این است که در ویرایش مورد حمایت ایشان از جنبش سبز آیا اصلا امکان تحقق آزادی، دموکراسی، حقوق بشر، رفع تبعیض در تمام سطوح و تحقق مساوات حقوقی کامل بین تمام شهروندان ایرانی وجود دارد؟&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2605880595178249822-6217175486215048918?l=namehnevis.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://namehnevis.blogspot.com/feeds/6217175486215048918/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2010/08/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/6217175486215048918'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/6217175486215048918'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2010/08/blog-post.html' title='اجرای بی تنازل قانون اساسی؟! نقدی بر یادداشت آقای حسن یوسفی اشکوری'/><author><name>امیر خراسانی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02270631502271476816</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='27' src='http://3.bp.blogspot.com/_GacsSFtr-LU/SxQi2zzNVBI/AAAAAAAAAAM/wy5Ni_6PorM/S220/music.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2605880595178249822.post-2695099815468958405</id><published>2010-06-10T01:03:00.000-07:00</published><updated>2010-06-10T01:04:17.401-07:00</updated><title type='text'>قطعنامه‌ ای جدید در بستری متفاوت</title><content type='html'>دور چهارم تحریم های شورای امنیت سازمان ملل - که ایران را موظف می کند که ساخت تمام مراکز غنی سازی اورانیوم یا تاسیسات اتمی آب سنگین ( مراکز پلوتونیوم) را متوقف کند و از ساخت تاسیسات مشابه خودداری کند - در بستری متفاوت از قبل تصویب شد.&lt;br /&gt;اولین تفاوت و شاید مهمترین تفاوت در نحوه تعامل روسیه با ایران و شورای امنیت است. تغییر نظر و رای دولت روسیه در زمینه تحریم ها پیش از این برای غرب با دشواری همراه بوده است. اما در تصویب این دوره از تحریم ها روس ها آشکارا به حمایت از موضع دولت ها غربی پرداختند که این اقدام خشم مقامات ایرانی را بر انگیخت. دلایل زیادی برای توجیه این چرخش در سیاست روسیه وجود دارد. اول این که بحران در اقتصاد جهانی بیش از پیش دولت ها را به هماهنگی با هم جهت حل مشکلات نیازمند کرده است. تا پیش از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی همواره دیدگاهی در کشور های بلوک شرق و غرب وجود دشت که ضعف اقتصاد یک بلوک به قدرت اقتصاد بلوک دیگر منجر خواهد شد. اما در دنیای به هم تنیده امروز، کشور های مختلف درگیر چنان شبکه عظیمی از روابط با یکدیگر هستند که حل مشکل اقتصاد داخلی آنها نیازمند یک تعامل فعال با جهان خارج دارد و این چیزی است که روس ها و حتی چینی ها - که هر دو زمانی سردمدار مبارزه با امپریالیسم بودند - به خوبی دریافته اند.&lt;br /&gt;از طرفی نباید فراموش کنیم که تحمل وجود یک ایران اتمی برای روس ها دشوارتر خواهد بود تا برای اروپایی ها و حتی آمریکایی ها. این مساله به دلیل فاصله نسبتا نزدیک دو کشور از نظر جغرافیایی و نیز پیشینه روابط خصومت آمیز دو کشور از نظر تاریخی میباشد. در هر صورت میتوان مطمئن بود که از این پس روسیه مخالف جدی تحریم های ایران نخواهد بود و نیز دور از ذهن نخواهد بود که دولت چین نیز به تدریج دست از مخالفت اندک خود با تحریم ایران بردارد.&lt;br /&gt;تفاوت بعدی این دوره از تحریم ها با تحریم های قبلی امکان اقدامات یک جانبه دولت ها علیه ایران خواهد بود. این اقدامات یک جانبه میتواند شامل حمله امریکا یا اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران باشد، اماعملی شدن چنین احتمالی بیش از هر چیز بستگی به تحلیل نهاد های امنیتی کشورهای مختلف از سطح توانایی ایران است. اقدام یک جانبه ای که بیشتر مطلوب امریکا و متحدانش است تلاش برای ترغیب دولت ها به اعمال حد اکثر تحریم ها در چهارچوب قطعنامه‌ های شورای امنیت است. از این رو کنگره آمریکا به دنبال تصویب تحریم های یکجانبه ایالات متحده علیه ایران است.&lt;br /&gt;علاوه بر همه این ها واکنش داخلی به تصویب دور چهارم تحریم های شورای امنیت سازمان ملل در داخل ایران متفاوت از قبل بود. به دلیل فضای بسته پس از انتخابات سال گذشته تصویب این دوره از تحریم ها دولت ایران را در معرض انتقادهایی جدی از طرف نیروهای سیاسی داخلی قرار نداد. این شرایط ممکن است یک اعتماد به نفس پرهزینه برای دولت ایران در مواجهه با جامعه جهانی ایجاد کند. گر چه نشانه های را میتوان یافت که نشان میدهد دولت ایران متوجه تاثیر تحریم ها بر اقتصاد و روابط خارجی خود شده است ولی به سختی میتوان مطمئن بود که این توجه سبب بازنگری سیاست هسته ای دولت شود.&lt;br /&gt;بنابراین هنوز پاسخ دادن به این سوال که چه کسی و چگونه ترمز قطار هسته ای ایران را خواهد کشید امکان پذیر نیست؛ اما مسلم است که قطار هسته ای ایران در مسیر دشواری در حرکت است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2605880595178249822-2695099815468958405?l=namehnevis.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://namehnevis.blogspot.com/feeds/2695099815468958405/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2010/06/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/2695099815468958405'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/2695099815468958405'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2010/06/blog-post.html' title='قطعنامه‌ ای جدید در بستری متفاوت'/><author><name>امیر خراسانی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02270631502271476816</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='27' src='http://3.bp.blogspot.com/_GacsSFtr-LU/SxQi2zzNVBI/AAAAAAAAAAM/wy5Ni_6PorM/S220/music.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2605880595178249822.post-7461383433069235829</id><published>2010-04-27T18:01:00.000-07:00</published><updated>2010-04-27T18:02:32.414-07:00</updated><title type='text'>صدای زنگها را همه خواهند شنید</title><content type='html'>طرح تحول اقتصادی - یا هدفمند کردن یارانه ها - از همان ابتدا سیاسی به دنیا آمد. از نیمه دوم کار دولت نهم به این سو طرح هدفمند کردن یارانه ها مهمترین چالش بین دولت و مجلس بوده است. از یک سو دولت با دنبال کردن این طرح در پی افزایش تصدی گری خود بر بخش اقتصاد بود و مجلس نگران عواقب تورمی چنین طرحی.&lt;br /&gt;از لابه لای موافقت ها و مخالفت ها به محتوای این طرحمیتوان پری برد که طرح تحول اقتصادی فاقد یک برنامه ریزی منسجم است. این مساله کمی عمدی است چرا که تلاش دولت بر این است که تا حد ممکن جزییات کمی از طرح در اختیار مجلس قرار بگیرد. دولت در صدد آن است که حد اکثر فضا بر برای میدان داری فضای پس از آن را - برنامه ریزی در حین اجرا- در اختیار داشته باشد. تنها چیزی که امکان مخفی کردن نداشته است اصل مبلغ طرح است. از این رو جدال مجلس و دولت به جای این که بر نحوه هدف مند کردن یارانه ها باشد بر سر مبلغ چنین کاری است.&lt;br /&gt;در شرایط پس از انتخابات جنجال بر انگیز ۲۲ خرداد سال گذشته نگاه دولت و مجلس بیش از آن که معطوف به جنبه اقتصادی طرح باشد درگیر جنبه های سیاسی چنین طرحی است. مجلس نگرانی خود را نسبت به اثر تورمی چنین طرحی از دست داده است و اکنون نگران عواقب اجتماعی چنین طرحی است. دولت اما علاوه بر خواست سابق خود مبنی بر افزایش سهم خود در اقتصاد به دنبال مشخص کردن نحوه تعامل دستگاه های مختلف نظام از جمله مجلس، مجمع تشخیص مصلحت نظام و رهبری با خود در شرایط پس از انتخابات اخیر است.&lt;br /&gt;تلاش فراوان دولت برای تصویب طرح به گونه ای که از ابتدا مورد نظر دولت بود تلاشی برای تعیین نحوه تعامل مجلس و دولت نیز هست. پس از مباحثی داغ و تصویب قانون به گونه ای مخالف نظر دولت، سرانجام مجلس از مخالفت سر سخت خود عقب نشست، رهبری جانب دولت را گرفت و مجمع تشخیص مصلحت نظام تقریبا به هیچ گرفته شد.&lt;br /&gt;گر چه نمیتوان مطمئن بود که دولت اعتماد به نفس کافی برای اجرای انقلابی طرح تحول اقتصادی را داشته باشد اما الویت در شرایط فعلی به دست گرفتن تمامی ابزار های قدرت است.&lt;br /&gt;اکنون دیگر نیروهای درون نظام به این نتیجه رسیده اند که توانی برای مهار دولت ندارند. دانشگاه آزاد که سالها توانسته بود از تیغ "اقدامات انقلابی" آقای احمدی نژاد مصون بماند اکنون تن به ایجاد تغییر در اساسنامه خود داد؛ که این خود نشانه ای آشکار از سبک تر شدن وزنه به ضرر پر نفوذترین منتقد دولت در نظام یعنی اکبر هاشمی رفسنجانی است.&lt;br /&gt;گام بعدی در ادامه چنین روندی تلاش برای ایجاد مجلسی با گرایش نزدیک به دولت و حذف اصول گرایان میانه رو است. چنین اقدامی در عین حال دایره نیرو های مخالف را گسترده تر خواهد کرد.&lt;br /&gt;پس ازیکدست تر کردن مجلس یکدست فعلی تلاش دولت برای هم سو کردن مجلس خبرگان با گرایش خود آغاز خواهد شد. در این مرحله اولین زنگ خطر برای آیت الله خامنه ای به صدا در خواهد آمد؛ چرا که نحوه چیدمان اعضای این مجلس رابطه مستقیمی با آینده سیاسی خود وی به عنوان رهبر ایران دارد. اما احتمالا تا زمانی که کار به اینجا برسد نفوذ دولت در بخش های مختلف نظام از جمله شورای نگهبان به حدی خواهد بود که در خود توان مخالفت با رهبر ایران را نیز ببیند.&lt;br /&gt;در هر صورت کشتی نظام هر روز مشغول پیاده کردن مسافران خود است، اما مشکل اینجاست که به سختی میتوان از فرجام خوش کشتی بان مطمئن بود.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2605880595178249822-7461383433069235829?l=namehnevis.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://namehnevis.blogspot.com/feeds/7461383433069235829/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2010/04/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/7461383433069235829'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/7461383433069235829'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2010/04/blog-post.html' title='صدای زنگها را همه خواهند شنید'/><author><name>امیر خراسانی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02270631502271476816</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='27' src='http://3.bp.blogspot.com/_GacsSFtr-LU/SxQi2zzNVBI/AAAAAAAAAAM/wy5Ni_6PorM/S220/music.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2605880595178249822.post-363827432070252289</id><published>2010-03-09T03:31:00.001-08:00</published><updated>2010-03-09T03:45:13.155-08:00</updated><title type='text'>چه میتوان کرد؟</title><content type='html'>احمد زید آبادی، که این روز ها هزینه تلاش برای بالا بردن دانایی را به سختی و تلخی می پردازد، بسیار گله مند بود که تاریخ به موازات پیش نمی رود. نمیتوان یک تاریخ واقعی داشت و یک تاریخ آزمایشی در موازات آن ایجاد کرد که از این راه بتوان اثبات کرد که اگر سیاست مداری در زمانی در گذشته تصمیمی غیر از آن چه گرفته بود میگرفت نتیجه بهتر یا بدتری حاصل میشد.&lt;br /&gt;اما میتوان در شرایط موجود، حتی با وجود چنین محدودیت عظیمی، مطمئن بود که سیاست ورزی نیروهای اصلاح طلب نه تنها اصلاحاتی حاصل نکرده است، بلکه شرایطی به مراتب بدتر و دشوار تر از پیش از اصلاحات به وجود آورده است. تنها قبول چنین فرضی است که راه را برای اصلاحاتی در اصلاحات باز میکند. انکار این که بسیاری از کنشهای اصلاح طلبان اشتباه بوده است چرخاندن در برچنان پاشنه ای است که افرادی منکر وجود "بحران" در کشور هستند.&lt;br /&gt;در شرایط فعلی تلاش برای یافتن مقصر دردی را از ما دوا نمیکند. وجود یک استراتژی منسجم، چه در هشت سال اصلاحات و چه در چند ماه گذشته، میتوانست همه نیروهای تحول خواه را به گونه ای سازماندهی کند که هر فرد یا گروهی ضمن حفظ هویت خود بتواند نقشی در پیشبرد یک پروژه اجتماعی بازی کند. اما فقدان چنین راهبردی شرایطی را ایجاد کرد که در آن طرح هر خواستی خارج از چهار چوب رسمی مورد قبول سران اصلاحات عنوان "طرح شعار های انحرافی" را به خود گرفت.&lt;br /&gt;واقیعت این است که همان اندازه میتوان به درستی یا نادرستی شعارهایی نظیر "اجرای بدون تنازل قانون اساسی" مطمئن بود که میتوان از درستی یا نادرستی شعار هایی مثل "استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی" یا "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" مطمئن بود؛ چرا که هر کدام از این شعارها بیان یک دیدگاه است. انحرافی خواندن هر کدام از این شعارها بیش از هر چیزی دلیل عدم وجود شبکه یی در میان اصلاح طلبان است که همه بتوانند ضمن به رسمیت شناختن تفاوتها با هم همراه باشند.&lt;br /&gt;الویت اصلی در شرایط موجود باید نقد ساز و کار درونی اصلاحات باشد. اصلاحات باید بتواند در درون خود ظرف و ظرفیتی ایجاد کند که همه بتوانند با هم متحد و منتقد باشند. چنین ظرفیتی اصلاحات را به جای این که مانند نظام فعلی یک موکت یک رنگ بکند به یک قالی هزار نقش تبدیل خواهد کرد.&lt;br /&gt;دومین الویت پذیرش این واقیعت تلخ است که ابزاری برای نقد قدرت و پاسخ گو کردن آن در دست اصلاح طلبان نیست. انتقاد در چنین شرایطی چیزی جز به مخاطره انداختن بیشتر نیروهای منتقد، بدون رسیدن به نتیجه نیست. به دلیل انتقاداتی که اصلاح طلبان هر از گاهی وارد میکنند حاکمیت به خوبی یاد گرفته است که از طرفی مشکلات و کمبود ها را به اصلاح طلبان نسبت دهد و از طرف دیگر با شنیدن این انتقادات جلو اتخاذ تصمیماتی را که برای حاکمیت موجود ممکن است مشکل ایجاد کند بگیرد.&lt;br /&gt;مشکل در شرایط فعلی حتی فراتر از فقدان وجود یک راهبرد مناسب است. با توجه به تعداد دستگیر شدگان پس از انتخابات، مشکل اصلی عدم وجود نیروهای کافی برای اجرایی کردن هر راهبردی است. به نظر میرسد که تنها کاری که در شرایط موجود میتوان کرد سکون است وسکوت. پس چرا نباید آن را به عنوان یک راهبرد در نظر بگیریم؟ به خاطر بیاوریم که دولت نهم در کمتر از یک سال پس از روی کار آمدن، و در شرایطی که اصلاح طلبان هنوز در شوک انتخابات به سر میبردند، مشکلاتی را در اقتصاد ایجاد کرده بود که تقریبا تمام توان آنان را در سه سال بعد صرف خود کرد. به خاطر بیاوریم که ما چه فریاد بزنیم و چه نزنیم دولت فعلی کاری را که بخواهد انجام دهد انجام میدهد. چه ما فغان بکنیم و چه نکنیم حکومت از مسیری که در پیش گرفته است باز نخواهد گشت. چه ما بیانیه بدهیم و چه ندهیم نظام حاضر به قبول بحران و یافتن راه حالی برای آن نیست.&lt;br /&gt;پس چه بهتر که با سکون و سکوت، حتی برای یک مدت محدود نظیر یک سال‎، بگذاریم واقعیت خود برهنه سخن بگوید.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2605880595178249822-363827432070252289?l=namehnevis.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://namehnevis.blogspot.com/feeds/363827432070252289/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2010/03/blog-post.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/363827432070252289'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/363827432070252289'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2010/03/blog-post.html' title='چه میتوان کرد؟'/><author><name>امیر خراسانی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02270631502271476816</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='27' src='http://3.bp.blogspot.com/_GacsSFtr-LU/SxQi2zzNVBI/AAAAAAAAAAM/wy5Ni_6PorM/S220/music.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2605880595178249822.post-3686521520027556151</id><published>2010-02-17T08:09:00.000-08:00</published><updated>2010-02-17T08:21:19.305-08:00</updated><title type='text'>بحرانی در بحران</title><content type='html'>سفر هیلاری کلینتون به منطقه خاورمیانه تلاشی بود برای هشداری جدی به کشورهای همسایه ایران نسبت به آینده منطقه خاور میانه. ظاهرا آمریکایی ها دریافته اند که موثر واقع شدن تحریم های بین المللی علیه ایران در گرو جدی گرفته شدن خطر اهداف برنامه هسته ای ایران از سوی کشورهای خاورمیانه و همسایگان ایران است.&lt;br /&gt;تحریم های فعلی شورای امنیت بر ضد ایران هر چند دولت ایران را با مشکل مواجه کرده است اما دولت ایران با استفاده از روابط هر چند محدود خود در منطقه توانسته است تا حد زیادی از اثرات آن بکاهد. این بار اما وزیر خارجه آمریکا تلاش دارد با گسترش روابط با کشورهای عربی منطقه خلیج فارس و بسط روابط با متحد کلیدی ایران در منطقه یعنی سوریه بلند پروازی های ایران در زمینه هسته ای را مهار کند.&lt;br /&gt;از لحن انعکاس اخبار مربوط به سفر خانم کلینتون میتوان دریافت که هدفی که آمریکا به دنبال آن است تصویب تحریم های جدید و اجرای آن با همکاری کشورهای منطقه به گونه ای است که در داخل ایران یک شوک قابل ملاحظه ایجاد شود. دولت ایران هم ظاهرا متوجه این مساله شده است و از این رو محمود احمدی نژاد هشدار داد که پاسخ ایران به تحریم مثل گذشته نخواهد بود.&lt;br /&gt;گر چه آقای احمدی نژاد توضیحی در باره عکس العمل ایران نداد اما میتوان حدس زد که تمام یا بخشی از عکس العمل احتمالی ایران استفاده از اهرم هایی نظیر حزب الله و حماس برای فشار بر دولت اسرائیل است.&lt;br /&gt;اسرائیل و حزب الله لبنان سابقه درگیری با یکدیگر را دارند. اما خاطره جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶ که به خرابی های گسترده در لبنان و به کشته شدن بیشتر از یک هزار شهروند لبنان و ۱۶۰ اسرائیلی منجر شد، دو طرف را در موقعیتی قرار میدهد که اقدام نظامی گسترده علیه یک دیگر را به عنوان آخرین راه حل و نه اولین آن در نظر بگیرد. دولت حماس هم به سبب تحریم های فراوان علیه خود در وضعیت دشواری حتی برای حفظ خود قرار دارد.&lt;br /&gt;از این رو احتمال این که عکس العمل احتمالی ایران به جای اهرم های خارجی مستقیما از طرف حکومت ایران صورت گیرد نیز چیزی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. در چنین صورتی ایران وارد بازی خواهد شد که در آن هر گونه مصالحه با جامعه جهانی به منزله عقب نشینی و قبول شکست تلقی خواهد شد.&lt;br /&gt;در هر صورت منطقه خاور میانه ظاهرا باز در حال ورود از بحرانی به بحران دیگری است. در این میان وضعیت دولتی که در داخل کشور با بحران مواجه است در مواجهه با بحران خارجی دشوارتر خواهد بود.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2605880595178249822-3686521520027556151?l=namehnevis.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://namehnevis.blogspot.com/feeds/3686521520027556151/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2010/02/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/3686521520027556151'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/3686521520027556151'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2010/02/blog-post.html' title='بحرانی در بحران'/><author><name>امیر خراسانی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02270631502271476816</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='27' src='http://3.bp.blogspot.com/_GacsSFtr-LU/SxQi2zzNVBI/AAAAAAAAAAM/wy5Ni_6PorM/S220/music.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2605880595178249822.post-1590643869151187816</id><published>2010-01-21T06:50:00.000-08:00</published><updated>2010-02-03T16:45:49.184-08:00</updated><title type='text'>نظم در برابر بی نظمی</title><content type='html'>اگر بخواهیم رویکردی انتزاعی به مفاهیمی نظیر قانون و بی قانونی داشته باشیم، ناچار باید بپذیریم که "قانون بر بی قانونی برتری دارد". البته چنین گزاره ای حتما برای بسیاری بدیهی می نماید. احتمالا وجود چنین فرضی سید محمد خاتمی را بر آن داشت که "قانون گرایی" را به عنوان یکی از شعار های انتخاباتی در سال ۱۳۷۶ بر گزیند. وی، البته به درستی، همواره تاکید داشت که در فقدان قانون گرایی تلاش برای اصلاح قوانین و بهبود آنان تلاشی بیهوده است.&lt;br /&gt;انتخاب چنین شعاری برای خاتمی اما نادیده گرفتن رابطه فراگیر بین قانون و قانون گزار بود. توضیح این که اگر بپذیریم شعر چیزی است که شاعر تولید میکند و فقه چیزی است که فقیه، باید بپذیریم که قانون نیز چیزی است که قانون گزار تولید میکند. در شرایطی که بسیاری از قانون گزاران نظامی که خاتمی به اصلاح آن بر خواسته بود الزامی به رعایت حداقل اصول اخلاقی، حقوقی و حتی فقهی نداشتند طرح شعار قانون گرایی از سوی خاتمی گرهی شد بر سایر گره ها. بسیار اتفاق افتاد که محافظه کاران از جایگاه های قانونی خود برای تصویب یا رد قانونی قانونی به نفع خود استفاده میکردند و بعد "مدعیان قانون گرایی" را به تمکین در برابر "قانون" فرا میخواندند.&lt;br /&gt;پس اجازه دهید به جای این که خود را در برابر این پرسش قرار دهیم که آیا قانون بر بی قانونی برتری دارد؟ به این سوال پاسخ دهیم که: آیا قانون "در هر شرایطی" بر بی قانونی، و نظم "با هر مختصاتی" بر بی نظمی برتری دارد؟ در پاسخ به این سوال باید در نظر بگیریم که دلیل این که گرایش به قانون - با وجود نقایصی که ممکن است در قانون وجود داشته باشد - بر بی نظمی و هرج و مرج برتری دارد "نتایج" به نسبت مطلوبی است که قانون گرایی در برابر بی قانونی به بار خواهد آورد.&lt;br /&gt;به عنوان مثال اگر مفهومی نظیر "اعتیاد" مفهوم نامطلوبی است به سبب نامطلوب بودن "نتایج" چنین فعلی است. و اگر مفهومی نظیر "عدالت" مفهوم مطلوبی است به سبب باز هم نتایج این بار مطلوبی است که چنین فعلی به بار می آورد. پس با چنین رویکردی میتوان گفت که بی قانونی و هرج و مرج حالت مطلوبی نیست؛ چرا که و هرج و مرج به شرایطی منجر خواهد شد که در آن تقلب سکه رایج بازار میشود، به شرایطی که در آن حقوق مردم به راحتی زایل میشود، به شرایطی که در آن قوی بی هیچ ترسی حق هرگونه تعدی را به حقوق زیر دست دارد، به شرایطی که در آن میتوان حکم دستگیری فردی را قبل از ارتکاب هر گونه جرمی صادر کرد،به شرایطی که در آن میتوان گروهی را کشت و بعد مدعی هم بود،...&lt;br /&gt;بنا بر این اگر در محیطی تمام این شرایط نامطلوب وجود داشته باشد باید پذیرفت که یا قانون ساکت و بی سر و صدا از آن جامه رخت بر بسته است و یا اصلا آن محیط در هرج و مرج به سر می برد.&lt;br /&gt;در چنین شرایطی تاکید بر اجرای قانون چیزی جز تلاش برای تحکیم و تثبیت هرج و مرج نیست.&lt;br /&gt;اما چه میتوان کرد؟ شاید تنها کاری که میتوان در چنین شرایطی کرد یافتن ابزارهایی است برای تغییر قانون گزاران؛ چرا که تنها قانون گزاران خوب هستند که میتوانند قوانین مطلوبی را ایجاد و اجرا کنند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2605880595178249822-1590643869151187816?l=namehnevis.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://namehnevis.blogspot.com/feeds/1590643869151187816/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2010/01/blog-post_21.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/1590643869151187816'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/1590643869151187816'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2010/01/blog-post_21.html' title='نظم در برابر بی نظمی'/><author><name>امیر خراسانی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02270631502271476816</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='27' src='http://3.bp.blogspot.com/_GacsSFtr-LU/SxQi2zzNVBI/AAAAAAAAAAM/wy5Ni_6PorM/S220/music.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2605880595178249822.post-429818582243653101</id><published>2010-01-15T03:33:00.000-08:00</published><updated>2010-01-15T03:34:49.102-08:00</updated><title type='text'>خر برفت و خر برفت</title><content type='html'>در داستان معروفی از مولاناست که در آن روستایی ساده دلی برای کاری به شهر آمد و پیش ازغروب برای گذران شب به مهمانسرایی رفت. وقتی روستایی در حال صحبت با بقیه اهالی مهمانسرا بود چند مرد رند و دغل باز پنهانی خر اورا به بازار بردند و فروختند. سپس این دغل بازان نوشابه و طعامی خریدند و به مهمانسرا بازگشتند و بساط تفریح و رقص و آواز را برپا کردند.&lt;br /&gt;در میان رقص و آواز ناگهان یکی از رندان آوازی با این شعر سرداد:&lt;br /&gt;خر برفت و غصه از مجلس برفت&lt;br /&gt;خربرفت و خربرفت, خر برفت و خربرفت&lt;br /&gt;روستایی هم از همه بلندتر خربرفت خربرفت می گفت و می رقصید. صبح هنگام روستایی هر چه گشت خرش را پیدا نکرد. پیش صاحب مهمانسرا رفت و سراغ خر خود را گرفت. صاحب مهمانسرا هم با تعجب گفت مرد حسابی مگر خودت نگفتی خرت را بفروشند؟ پس فکر کردی این ها که دیشب کوفت کردی پولش از کجا آمده بود؟ روستایی گفت من کی گفتم خرم را بفروشید؟ صاحب مهمانسرا هم گفت تو دیشب آواز خربرفت و خربفتت از همه بلندتر بود من هم فکر کردم خبر داری برادر, برای همین چیزی نگفتم.&lt;br /&gt;شده داستان ما... بعد از تقلب در انتخابات، سرکوب معترضان، زندانی کردن اندیشمندان، کشتار مردم، تازه حالا حضرات یادشان آمده که گفتگو هم میتوان کرد!&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2605880595178249822-429818582243653101?l=namehnevis.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://namehnevis.blogspot.com/feeds/429818582243653101/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2010/01/blog-post_15.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/429818582243653101'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/429818582243653101'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2010/01/blog-post_15.html' title='خر برفت و خر برفت'/><author><name>امیر خراسانی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02270631502271476816</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='27' src='http://3.bp.blogspot.com/_GacsSFtr-LU/SxQi2zzNVBI/AAAAAAAAAAM/wy5Ni_6PorM/S220/music.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2605880595178249822.post-1528015713305910602</id><published>2010-01-01T06:22:00.000-08:00</published><updated>2010-01-01T06:51:54.865-08:00</updated><title type='text'>پایان یک آغاز؟ شاید...</title><content type='html'>بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی نقطه چرخشی در حرکتی است که وی آن را پس از انتخابات ۲۲ خرداد سال ۸۸ آغاز کرد. در این بیانیه موسوی برای اولین بار تلویحا دولت بر آمده از انتخابات اخیر را به رسمیت شناخته است هر چند خواستاراعلام مسئولیت پذیری مستقیم آن در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه شده است.&lt;br /&gt;میتوان حس کرد که بیانیه در فضائی احساسی نوشته شده است. اما بنا بر جبر انسان بودن نمیتوان بر موسوی خرده گرفت؛ چرا که وی عزا دار از دست دادن خواهر زاده خود است. نمیتوان هم از وی انتظاری بیش از توانش داشت؛ چرا که ایستادگی وی در این چند ماه ستودنی است.&lt;br /&gt;همچنین میتوان حدس زد که بیانیه اخیر با مشورت دیگر سران اصلاحات نوشته شوده است. چرا که بجز پیشنهاد آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها که بر آمده از شرایط خاص فعلی است سایر پیشنهادهای پنجگانه موسوی در برون رفت از بحران سیاسی فعلی تماما خواسته هایی است که خاتمی بار ها و بار ها به دنبال اجرای آن بوده است: دولت پاسخگو، انتخابات آزاد، آزادی مطبوعات، به رسمیت شناختن حقوق مردم. این ها البته خواسته هایی هستند که نظام جمهوری اسلامی تن دادن به آن ها را به منزله پایان خود میداند.&lt;br /&gt;اما چیزی که این بیانیه را به سطح یک نامه معمولی تنزل میدهد عدم وجود هر گونه ضمانت اجرایی برای تحقق پیشنهادهای مطرح شده در آن دارد. شاید اگر موسوی پیش از عاشورا مردم را به راه پیمایی بدون خشونت دعوت میکرد، میتوانست از حضور بیشتر مردم به عنوان اهرم فشاری برای اجرایی کردن شرایطی که وی به دنبال آن بود استفاده کند. نکته نگران کننده در این میان آسیب پذیر شدن بعضی از طرفداران وی در سطوح مختلف نظام و مردم است.&lt;br /&gt;در هر صورت بیانیه شماره ۱۷ موسوی عقب نشینی از حرکتی پرهزینه اما اگر نگوییم بیفایده - چرا که به ریزش فراوان موافقان نظام انجامید - اما کم فایده بود. شاید برگ دیگری از تاریخ ما ورق خورده باشد. اما کیست که بداند در صفحه بعدی چه چیزی انتظار دولت و نظامی را میکشد که حمایت مردم را آشکارا از دست داده است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2605880595178249822-1528015713305910602?l=namehnevis.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://namehnevis.blogspot.com/feeds/1528015713305910602/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2010/01/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/1528015713305910602'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/1528015713305910602'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2010/01/blog-post.html' title='پایان یک آغاز؟ شاید...'/><author><name>امیر خراسانی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02270631502271476816</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='27' src='http://3.bp.blogspot.com/_GacsSFtr-LU/SxQi2zzNVBI/AAAAAAAAAAM/wy5Ni_6PorM/S220/music.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2605880595178249822.post-627392208494871622</id><published>2009-12-13T17:11:00.001-08:00</published><updated>2009-12-13T17:11:45.864-08:00</updated><title type='text'>یک عکس و چهار تصویر</title><content type='html'>به نظرم در ماجرای به آتش کشیده شدن عکس بنیان گذار جمهوری اسلامی چهار تصویر مشخص را میتوان دید:&lt;br /&gt;تصویر اول تصویر نظامی است فاقد حتی قدرت نمایش حمایت مردم از خود؛ نظامی كه چنان حمایت از خود را در میان مردم، و حتی در میان طرفداران سنتی خود، از دست داده كه توان برپایی یک راه پیمایی عمومی ندارد. حمایت های عمومی انجام گرفته از موضع مورد قبول دولت و رهبری محدود به حمایت طلاب آن هم بیشتر از مدارسی بود كه متولیان آن چهره های شاخص حامی دولت بودند. به خاطر بیاوریم كه نزدیک به ده سال پیش به فاصله چند روز پس از ماجرای کوی دانشگاه نظام توانست با بسیج طرفداران خود راه پیمایی نسبتا بزرگی در تهران و شهرهای دیگر ترتیب دهد. در مقابل در شرایط فعلی نظام حتی حاضر به دعوت از مردم برای یک راه پیمایی عمومی نشد. خطر بی اعتنایی باقی مانده هواداران از یک سو و ایجاد امکانی تازه برای مخالفان از سوی دیگر امکان چنین فراخوانی را از دولت و نظام گرفت. از طرفی، در کنار عکس رهبر پیشین جمهوری اسلامی عکس رهبر فعلی نظام هم به آتش کشیده شد. نظام تلویحا پذیرفت كه به آتش کشیده شدن عکس رهبر فعلی ایران چیزی نیست كه کسی را به عملی وا دارد. دیدن چنین صحنه یی، آن هم از صدا و سیما، مطمئنا برای رهبری كه دوری و نزدیکی به خود را ملاک حرکت افراد در مسیر حقیقت میداند مطمئنا دشوار بود است.&lt;br /&gt;تصویر دوم تصویر رهبری است مشکوک به درستی از راهی كه در پیش گرفته ولی ناگزیر از ادامه آن. تقریبا میتوان مطمئن بود كه هدف از پخش این تصاویر دستگیری سران اصلاح طلب و به خصوص میر حسین موسوی و مهدی کروبی بوده است. هر چند چنین احتمالی هنوز نیز وجود دارد، اما به نظر میرسد كه نظام در انجام این اقدام یک صدا و یک دل نیست. در ماجرای شبیه به ماجرای فعلی كه در جریان کنفرانس برلین روی داد نظام چنان عزم جزمی در برخورد با مخالفین داشت كه به فاصله چند روز از پخش تصاویر از صدا و سیما اقدام به بازداشت شرکت کنندگان در آن کنفرانس کرد. اکنون اما گروهی در داخل نظام از عواقب اقدامی مشابه بیمناک هستند. رهبری نیز كه تا کنون از عمل کردن به توصیه مشاوران تند رو خود سود چندانی نبرده است کمی نیاز به تامل دارد. هر چند تغیر مسیری كه پیش گرفته برای فردی كه مریدانش او را کمی بالاتر از خطا میدانند دشوار و پر مخاطره است.&lt;br /&gt;تصویر سوم تصویر جنبشی است كه تاکتیک پذیر شده است. شاید این اولین بار باشد كه این جنبش چنین خصلتی را از خود بروز داده است. این جنبش اکنون چون یک موجود زنده در باز خورد با محیط از خود واکنش نشان میدهد. منفعل نیست اما رادیکال هم نیست. جنبش سبز به درستی دریافته است كه چاره کار در بیان شعارهای رادیکال نیست. بر خلاف نظری كه سعی در معرفی این جنبش به عنوان حرکتی بدون رهبر است این جنبش به تدریج در حال پیدا کردن رابطه اتحاد و انتقاد با رهبرانش است. اتحادی بر آمده از یک هدف مشترک و انتقادی كه لازمه زیستن در یک محیط دموکراتیک است.&lt;br /&gt;تصویر چهارم تصویر سازی است در حال کوک شدن. اقداماتی نظیر بیانیه ظریف موسسه زیر نظر نوه بنیان گذار جمهوری اسلامی در محکومیت پخش این تصاویر از صدا و سیما، نامه به موقع آقای کروبی، موضع مختصر و مفید موسوی، بیان متین و منتقدانه خاتمی، حرکت عاقلانه دانشجویان،... با جذب حمایت مردم و در سایه یک رهبری متناسب میتواند یک سمفونی زیبا خلق کند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2605880595178249822-627392208494871622?l=namehnevis.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://namehnevis.blogspot.com/feeds/627392208494871622/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2009/12/blog-post_13.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/627392208494871622'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/627392208494871622'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2009/12/blog-post_13.html' title='یک عکس و چهار تصویر'/><author><name>امیر خراسانی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02270631502271476816</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='27' src='http://3.bp.blogspot.com/_GacsSFtr-LU/SxQi2zzNVBI/AAAAAAAAAAM/wy5Ni_6PorM/S220/music.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2605880595178249822.post-8069688311173281112</id><published>2009-12-03T02:55:00.000-08:00</published><updated>2009-12-03T02:56:30.486-08:00</updated><title type='text'>صد روز نفس گیر</title><content type='html'>پیش بینی آینده خصوصا در یک محیط سیال سیاسی، كه در آن هر روز اتفاقات تازه یی ممکن است اتفاق بیفتد، کاری است دشوار. اما کاری را كه شاید بتوان انجام داد ترسیم چارچوبی است كه در آن تلاقی جریان حوادث را میتوان متصور شد. از این منظر به گمانم صد روز آینده (به طور مشخص از ۱۶ آذر تا اواخر اسفند) در روند حوادث پس از انتخابات صد روزی خواهد بود نفس گیر و تعیین کننده. ۱۶ آذر، روز دانشجو، فرصتی خواهد بود برای دانشجویان كه مطالبات خود را باز فریاد بزنند؛ مطالباتی كه اینک جنبه عمومی به خود گرفته است. دولت بر امده از انتخابات دوم خرداد اما قصدی برای تفاهم با دانشجویان ندارد. دولت چنین امکانی را برای خود باقی هم نگذاشته است چرا كه مطالبات دانشجویان معمولا فراتر از مطالبات مردم است و دولتی كه حاضر به تن دادن به مطالبات مردم نیست واضح است كه به خواسته های دانشجویان تن نخواهد داد.&lt;br /&gt;اگر چه فشارهای بر فعالان دانشجویی تلاشی برای مهار اعتراضات دانشجویان فراوان است اما دانشجویان نیز در شرایط فعلی آینده روشنی را در مقابل چشم خود نمیبینند. رفتار و تلاش دولت در طی چند هفته گذشته تمام شده به حساب آوردن مناقشه انتخاباتی بوده است. از این رو احتمال این كه در روند حوادث ۱۶ آذر عوامل دولتی ابتکار عمل را مثلا با حمله به دانشگاه یا دانشجویان به دست گیرند هر چند دور از نظر نیست اما چنین حرکتی بیش از آن كه یک اقدام پیشگیرانه یا پیشدستانه باشد یک تغیر در راهبرد نظام در مقابله با اعتراضات خواهد بود. اتفاقی كه به احتمال زیاد در ۱۶ آذر شاهد آن خواهیم بود اعتراضات پراکنده در چند دانشگاه اصلی کشور خواهد بود.&lt;br /&gt;پس از ۱۶ آذر مراسم محرم و جشن های سالگرد پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷ فرصت قابل توجهی برای معترضان برای حضور در خیابان و اعتراضی فراگیر خواهد بود. گر چه رفتار و برخورد خشن و کشتار معترضان پس از انتخابات نشان داد كه نظام حاضر به پرداخت هر هزینه ای برای حفظ قدرت است، اما گزینه های پیش روی دولت در مقابل حضور مردم در این مراسم و راه پیمایی ها محدود است. اینجاست كه میتوان به دو گزینه مشخص تکیه کرد:&lt;br /&gt;حالت اول حالتی است كه حضور مردم در اعتراضات صد روز آینده قابل توجه نباشد، از میزان آن کاسته شده باشد و مطالباتی فراگیر در میان معترضان وجود نداشته باشد. در این صورت نظام با استفاده از تعطیلات نوروزی سران اصلاح طلب، دانشگاهیان و چهره های شخص از میان معترضان را با محدودیت های جدی مواجه خواهد کرد به گونه یی كه منظر سیاسی کشور پس از تعطیلات نوروزی کاملا تکصدایی شده باشد. درصورتی كه دولت آقای احمدی نژاد بتواند خود را تثبیت کند اکثر مردم از دانشجویان گرفته تا فرهنگیان و حتی روستائیان هر کدام به دلیل سیاست های فرهنگی، اقتصادی و هسته یی دولت وی ناچار به پرداخت هزینه یی خواهند شد كه برای هیچ کدام خوشایند نخواهد بود؛ ضمن این كه امکانی برای جلو گیری از روند حوادث را نیز نخواهند داشت. این حالت ممکن است در دراز مدت و در یک روند فرسایشی و پر هزینه به شرایطی نظیر کره شمالی ختم شود كه در آن امکان تغییر از داخل ناچیز است. یا ممکن است به شرایطی نظیر یوگسلاوی سابق یا عراق منجر شود كه نیروهای خارجی دولت داخلی را ساقط کنند.&lt;br /&gt;حالت دوم حالتی است كه مردم حضوری چشم گیر در خیابان داشته باشند. چنین شرایطی باعث تضعیف دولت خواهد شود اما الزاما باعث سقوط آن نخواهد شد. سقوط دولت مستلزم حضور مردم برای مدت چند روز در خیابان است. بایستی به گستردگی اعتراضات توجه زیادی کرد چرا كه حضور گسترده مردم هزینه اعتراضات را برای همه کاهش خواهد داد. گستردگی حضور مردم امکان فلج کردن دولت را نیز فراهم میکند. در این شرایط میتوان شمارش معکوس برای سقوط دولت را آغاز کرد. از دیگر سو نیروهای دولتی نیز در برابر حضور مردم به شکلی كه قصد بر اندازی دولت را داشته باشند حاضر به کشتار مردم هستند. اما این کاری نیست كه برای مدت زیادی قادر به ادامه آن باشد. ضمن این كه چنین کاری در صورت حضور گسترده مردم امکان پذیر نیز نمیباشد. از خاطر نبریم كه کشتار های قبلی صورت گرفته توسط نظام موجب ریزش حمایت بسیاری از حامیان سنتی نظام شد. مدیریت ایجاد شرایطی كه مردم حضور گسترده یی در خیابان داشته باشند نیازمند فعالیت زیادی در عرصه مجازی و مهمتر از آن در عرصه عمومی است. بایستی به مردم یاد آوری کرد كه عدم حضور آنان در اعتراضات پر هزینه تر از حضور آنان خواهد بود.&lt;br /&gt;در هر صورت نوروز ۱۳۸۹ نوروزی خواهد بود متفاوت. اگر مسیر پیش رو دانسته و با جرات طی شود میتوان امیدوار بود كه سال نو را همره با "زوال استبداد دینی" جشن خواهیم گرفت.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2605880595178249822-8069688311173281112?l=namehnevis.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://namehnevis.blogspot.com/feeds/8069688311173281112/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2009/12/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/8069688311173281112'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/8069688311173281112'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2009/12/blog-post.html' title='صد روز نفس گیر'/><author><name>امیر خراسانی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02270631502271476816</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='27' src='http://3.bp.blogspot.com/_GacsSFtr-LU/SxQi2zzNVBI/AAAAAAAAAAM/wy5Ni_6PorM/S220/music.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2605880595178249822.post-5692692892459980963</id><published>2009-11-30T11:48:00.001-08:00</published><updated>2009-11-30T11:51:45.257-08:00</updated><title type='text'>جناح محافظه کار بازی در زمینی نا آشنا</title><content type='html'>رابطه جناح محافظه کار و محمود احمدی نژاد پیچیده اما قابل درک است. اول این كه احمدی نژاد به هر ترتیب در دسته و رسته اصول گرایان جای میگرفت. احمدی نژاد برای اولین بار اجرایی کردن شعارهای تندی كه محافظه کاران برای نقد اصلاح طلبان به کاربرده بودند را به عنوان برنامه خود اعلام کرد؛ شعارهایی كه شاید خود محافظه کاران نیز پس از رسیدن به قدرت حاضر به اجرای آنها نبودند.&lt;br /&gt;دوم این كه وی خود را وام دار هیچ گروه و جریانی نمیدانست و از این رو در ترکیب کابینه کمتر به چهره های شناخته شده محافظه کاران اعتنا کرد.&lt;br /&gt;سوم این كه احمدی نژاد، كه در سطح عمومی به دروغ گویی معروف بود، به سختی میتوانست حمایت بالای روحانیونی را بر انگیزد كه بسیاری به تدریس دروس اخلاق در حوضه مشغول بودند.&lt;br /&gt;در کنارتمام این شرایط نا رضایتی بود كه در عموم مردم نسبت به شرایط اقتصادی ناشی از سیاست های دولت احمدی نژاد ایجاد شده بود، و خصوصا مراجع تقلید آن را از طریق تماس مستمر با مقلدین خود درک کرده بودند.&lt;br /&gt;در چنین شرایطی احمدی نژاد شایسته مورد سرزنش قرار گرفتن از طرف سران جناح محافظه کار بود. اما مشکل حمایت نسبتا بالایی بود كه وی از طرف رهبر ایران داشت. این مساله راه را برای نقد محمود احمدی نژاد از سوی محافظه کارانی كه زمانی مخالفت با ولایت فقیه را دلیل و نشانه خروج از نظام و حتا اسلام میدانست دشوار میکرد.&lt;br /&gt;از سوی دیگر نقد محمود احمدی نژاد میتوانست مبنایی برای نزدیکی محافظه کاران و اصلاح طلبان شود. نزدیکی به اصلاح طلبان اما میتوانست محافظه کاران را در مرز اتهاماتی نظیر ضدیت با ولایت فقیه، افتادن در دام استکبار، وادادگی در مقابل دشمن،... قرار دهد؛ اتهاماتی كه زمانی از سوی محافظه کاران بر علیه اصلاح طلبان استفاده شده بود.&lt;br /&gt;هر چند سعید حجاریان پس از به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد دامنه اصلاح طلبان را از نهضت آزادی تا حزب موتلفه میدانست توجیه محافظه کاران كه بقای آنان در گرو کمک آنان به بقای اصلاح طلبان است مشکل شد. به رغم جلساتی كه حزب مشارکت با بعضی از احزاب جناح راست برگزار کرد، نزدیکی محافظه کاران و اصلاح طلبان، كه در یک محیط سیاسی معقول میتوانست یک ایتلاف ساده و معمولی به حساب بیاید، اتفاق نیفتاد. در واقع پس از روی کار آمدن دولت فوق محافظه کار محمود احمدی نژاد محافظه کاران و اصلاح طلبان در یک واگن مشترک هر دو با هم در یک مسیر حرکت کردند؛ مسیری كه به حذف هر دو از ساختار نظام جمهوری اسلامی منجر شد.&lt;br /&gt;اما اکنون سرنوشت جناح محافظه کار حتا در مواردی دشوار تر از اصلاح طلبان است. بر خلاف اصلاح طلبان كه از پایگاه اجتماعی قابل توجهی برخوردار هستند محافظه کاران فاقد چنین پایگاهی هستند. از دیگر سو جناح محافظه کار فاقد قدرت لازم در باز بینی اصول و سیاست های پیشین خود است. و باز با توجه به حمایت آیت الله خامنه ای از احمدی نژاد مخالفت با ریس دولت در واقع مخالفت با اصولی است كه آنان همواره داعیه دارآن بوده اند.&lt;br /&gt;از این رو بسیاری از محافظه کاران در شرایط فعلی ناگزیر به بازی در زمینی هستند كه برای آنان بسیار نا آشنا است.&lt;br /&gt;بعضی از آنان خود را با دیدگاه های احمدی نژاد همراه کرده اند یا لااقل همراه نشان میدهند. اما مشکل اینجاست كه آقای احمدی نژاد تنها به حلقه محدودی از همراهان خود اعتماد دارد.&lt;br /&gt;گروهی از محافظه کاران خصوصا پس از انتخابات جنجال بر انگیز ۲۲ خرداد لحنی منتقدانه به خود گرفتند؛ اما این انتقادات چنان در لفافه بود كه به سختی برای اکثر مردم قابل درک است.&lt;br /&gt;افرادی چون آیت الله استادی و آیت الله جوادی آملی، كه این دو از امامت جمعه شهر قم کنار رفته اند، چاره کار را در سکوت میبینند. اما این سکوت چیزی نیست كه برای مدت زیادی دوام داشته باشد چرا كه مردم مطالباتی دارند كه مراجع جناح محافظه کار به خوبی از آن آگاه هستند.&lt;br /&gt;در نهایت میتوان گفت كه محافظه کاران امروز بخشی از نیروهای منتقدی هستند كه از بد حادثه به جمع اصلاح طلبان پیوسته اند. شاید باید چون سیاست ورزان خبره به آنان خوش آمد گفت.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2605880595178249822-5692692892459980963?l=namehnevis.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://namehnevis.blogspot.com/feeds/5692692892459980963/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2009/11/blog-post_30.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/5692692892459980963'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/5692692892459980963'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2009/11/blog-post_30.html' title='جناح محافظه کار بازی در زمینی نا آشنا'/><author><name>امیر خراسانی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02270631502271476816</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='27' src='http://3.bp.blogspot.com/_GacsSFtr-LU/SxQi2zzNVBI/AAAAAAAAAAM/wy5Ni_6PorM/S220/music.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2605880595178249822.post-990838828287140780</id><published>2009-11-19T13:39:00.000-08:00</published><updated>2009-11-19T14:27:34.681-08:00</updated><title type='text'>کمی بی فرهنگی!</title><content type='html'>آقای مهاجرانی از افرادی است كه آدم نمیتواند به سادگی از کنارش بگذارد. وقتی صحبت میکند حتا مجلس محافظه کار پنجم را هم وادار به دادن رای اعتماد به خود میکند. هنوز یاد شیرین سخنرانی ایشان در مجلس در سال ۱۳۷۶ در ذهنم هست، از تساهل گفت و از راه دین داری كه حرکت در یک مسیر نشاط بخش است. خلاصه همه چیز آقای مهاجرانی را میشود به چالش کشید جز قدرت بیان ایشان را.&lt;br /&gt;دقت ایشان به جزئیات هم كه البته مثل زدنی است. مقاله اخیر ایشان با عنوان "اندکی فرهنگ!" هم واجد تمامی خصلت های فکری و ذاتی ایشان است. ساده ، روان، دلنشین، پر دقت و البته متین. همچون یک دستان نویس - كه البته ایشان هستند - جزئیات چیزی نیست كه از قلم بیفتد.&lt;br /&gt;اما هیچ کدام از اینها دلیل نمیشود كه معنای کلام ایشان را از بیان زیبای آن جدا نکرد و به بوته نقد نسپرد. بگذریم كه دیدن مظفر و گفتگو در باره عدالت و بحث داغی كه با یک دوست لبنانی داشته است موجب میشود كه ایشان خاتمی وار سیاست را در پای فرهنگ قربانی کنند. البته ازوزیر فرهنگ وزینی چون ایشان انتظار دیگری نیز نمیشود داشت.&lt;br /&gt;اصلا دوست ندارم وارد بحثی بی سرانجام نظیر این كه کدام بر کدام ارجحیت دارد شوم: سیاست بر فرهنگ یا فرهنگ بر سیاست. بحث من فعلا این نیست. بحث بر سر نتیجه سخن ایشان است آنجا كه بیان میدارند: " اگر نتوانیم مبانی اندیشگی و فرهنگی جنبش سبز را به خوبی تبیین کنیم. دیگرانی که جنبش سبز را فرصتی برای تسویه حساب با اسلام و مسلمانی تلقی می کنند، چنین خواهند کرد."&lt;br /&gt;بعضی از کلماتی كه در این جمله به کار رفت اند برای من کمی آلرژی آور است از اندیشه و فرهنگ گرفته تا اسلام و مسلمانی. نه كه فکر کنید كه من مثلا با اندیشه، یا اندیشیدن یا با اندیشمند مشکل دارم. اما شاید جملاتی نظیر این كه "اندیشه خوب است" مثل این است كه بگوییم "خوبی خوب است". در خوش بینانه ترین حالت بیان یک گزاره بدیهی است.&lt;br /&gt;حالا فرض کنید كه آلرژی من بی مورد است و اتفاقا باید مبانی اندیشگی و فرهنگی جنبش سبز را به خوبی تبیین کنیم؛ همان طور كه آقای مهاجرانی منظور نظرشان است. شما فکر میکنید چه اتفاق مهمی خواهد افتاد؟ باز چند خروار کتاب روی هم تلمبار میشود كه در گوشه کتابخانه خاک بخورد. مطمئنا کسی با من مخالف نخواهد بود كه کتاب در مورد "مبانی"، "اندیشه" و "فرهنگ" کم نداریم. مطمئن باشید در دنیایی كه هم آقای مهاجرانی و هم ریس دولت فعلی دم از فرهنگ میزند و هم خاتمی و هم ملا محمد عمر دم از اسلام تعریف "فرهنگ" یا "اسلام" - با در نظر گرفتن حجم عظیم ادبیاتی كه در مورد این دو مفهوم وجود دارد - نه دردی را دوا کرده است و نه زخمی را تسکین داده است. قبول دارم کتاب در مورد مبانی اندیشگی و فرهنگی جنبش سبز کم داریم اما لطفا اول این سوال را جواب دهید كه تعریفی كه قبلا از بعضی مفاهیم ارایه شد آیا دردی را دوا کرد كه این یکی بکند؟&lt;br /&gt;قصد پرداختن به مشکلات اجرایی این نظریه كه باید مبانی اندیشگی و فرهنگی جنبش سبز را به خوبی تبیین کنیم ندارم. چه این كه اصلا از طریق چه مکانیسمی قرار است كه به تعریف مبانی اندیشگی و فرهنگی جنبش سبز برسیم؟ از طریق رای گیری در عالم مجازی؟ از طریق جلسات حضوری؟ از طریق مکاتبه؟ تا زمانی كه یک رای گیری فراگیر در داخل از کشور با نظارت یک نهاد بی طرف صورت نگیرد چاره جز این نداریم كه قبول کنیم كه هر کسی از ظن خود یار این جنبش شده است.&lt;br /&gt;اما بر فرض كه ما از طریقی توانستیم این مبانی را تعریف کنیم خوب بعد چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اینجاست كه دومین بخش جمله آقای مهاجرانی معنی پیدا میکند. تبیین مبانی اندیشگی و فرهنگی جنبش سبز برای جلوگیری از(سود)استفاده "دیگرانی" كه که جنبش سبز را فرصتی برای تسویه حساب با اسلام و مسلمانی تلقی می کنند. باز رسیدیم به خانه اول. به محض ارایه تعریفی از جنبش سبز باز دوباره مفاهیمی چون "دیگری" و "غیر خودی" كه برای ما کلماتی آشنا هستند چون یک قارچ سمی محیط را اماده رویدن خواهند یافت. باز فضایی ایجاد خواهد شد كه هر کس كه نقدی یا مخالفتی با تعریف ارایه شده از جنبش سبز دارد به فرصت طلبی برای تسویه حساب با اسلام و مسلمانی متهم شود. مخالفان مبانی اندیشگی و فرهنگی جنبش سبز ابتدا به "بی فرهنگی" متهم خواهد شد سپس به "فرصت طلبی"، سپس به "اسلام ستیزی" باقی ماجرا را هم كه همه میدانیم سهراب کشان.&lt;br /&gt;متاسفانه از منظری كه آقای مهاجرانی به مساله نگاه کرده اند جنبش سبز به چیزی منجر خواهد شد شبیه جمهوری اسلامی در محتوا و متفاوت از آن در ظاهر. این جنبش معادله ای خواهد ساخت مثل قبل فقط جای مثبت و منفی عوض میشود و گر نه معادله همان است كه بود.&lt;br /&gt;جنبش سبز باید "طرحی نو" در اندازد.&lt;br /&gt;طرحی كه در آن "فرهنگ" و "بی فرهنگی" هر دو به یک اندازه مورد احترام باشند. این مفهوم البته کمی نیازمند توضیح است كه بعدا به آن خواهم پرداخت.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2605880595178249822-990838828287140780?l=namehnevis.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://namehnevis.blogspot.com/feeds/990838828287140780/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2009/11/blog-post_19.html#comment-form' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/990838828287140780'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/990838828287140780'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2009/11/blog-post_19.html' title='کمی بی فرهنگی!'/><author><name>امیر خراسانی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02270631502271476816</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='27' src='http://3.bp.blogspot.com/_GacsSFtr-LU/SxQi2zzNVBI/AAAAAAAAAAM/wy5Ni_6PorM/S220/music.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-2605880595178249822.post-425342753204218928</id><published>2009-10-25T16:55:00.000-07:00</published><updated>2009-10-25T16:59:51.339-07:00</updated><category scheme='http://www.blogger.com/atom/ns#' term='هدف سبز جنبش'/><title type='text'>جنبش سبز به دنبال چیست؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری خود را برای حضور اعتراض آمیز در راهپیمائی سیزدهم آبانماه آماده می کنند. ظاهرا حضور در راهپیمائی های عمومی - که در طی سی سال گذشته به مناسبتهای مختلف مذهبی و انقلابی در ایران رایج شده است - به بخشی از راهبرد فعالان جنبش تبدیل شده است. اما معترضان چه هدفی را دنبال می کنند و به دنبال چه هستند؟&lt;br /&gt;به سختی می توان فرد یا گروهی را به عنوان سخنگوی جنبش موسوم به سبز در نظر گرفت. اما از لابلای نظرات مختلف می توان دست کم به وجود سه دیدگاه مختلف در درون جنبش سبز پی برد.&lt;br /&gt;دیدگاه اول خواهان اصلاحاتی در درون نظام جمهوری اسلامی است. این دیدگاهی است که بیشتر از جانب سران اصلاح طلب بیان شده است. به عنوان مثال هفته گذشته آقای کروبی در دیداری با نمایندگان کانون مدافعان حقوق بشر و شورای ملی صلح هدف از این حرکت را اصلاح و نه براندازی نظام حکومتی ایران تعریف کرد.&lt;br /&gt;دومین دیدگاه موجود در جنبش سبز خواهان تلاش برای ابطال انتخابات اخیر و روی کار آمدن دولتی است که از آن در شعارها به "دولت سبز ملی" یاد شده است.&lt;br /&gt;گر چه چنین دیدگاهی به لحاظ نظری با دیدگاه سران اصلاحات مبنی بر اصلاحات در درون نظام جمهوری اسلامی نزدیک به نظر میرسد اما با در نظر گرفتن این که دست کم در شرایط فعلی وخصوصا پس از سخنان آیت الله خامنه ای در نماز جمعه پس از انتخابات ریاست جمهوری سرنوشت نظام جمهوری اسلامی و دولت محمود احمدی نژاد تا حدغیر قابل انکاری به هم پیوند خورده اند ایده تشکیل دولت سبز ملی در عمل چیزی جز اصلاحاتی خارج از چارچوب نظام جمهوری اسلامی نیست.&lt;br /&gt;سومین دیدگاه در درون جنبش سبز به دنبال اصلاحاتی خارج از چارچوب نظام جمهوری اسلامی است. این دیدگاه خواهان جایگزینی نظام فعلی با یک نظام دموکراتیک برآمده از حقوق شهروندان ایرانی در تعیین سرنوشت خود است. شعار "جمهوری ایرانی" که در اعتراضات اخیر شنیده شد ناظر به وجود چنین دیدگاهی در میان بخشی از فعالان جنبش سبز است.&lt;br /&gt;وجود چنین دیدگاهی انتقاداتی ضمنی از سوی سران اصلاحات را به همراه داشته است. پیش از این سید محمد خاتمی از این که در بخش‌هایی از جامعه مساله جمهوری اسلامی مورد کم لطفی قرار می گیرد انتقاد کرده بود. هر چند وی دلیل وجود چنین صداهایی را که وی آن را "نامطلوب" خوانده بود جلوگیری از فعالیت آنهایی دانست که معتقد به جمهوری اسلامی هستند.&lt;br /&gt;دلایل سران اصلاح طلب برای تاکید بر اصلاحات در درون نظام جمهوری اسلامی بخشی به عدم اطمینان آنان از نتایج ناشی از فروپاشی و یا تضعیف نظام و بخشی دیگر احتمالا به اعتقادات شخصی و مذهبی آنان باز می گردد. هدف دیگری که در پس این تاکید وجود دارد جذب و یا جلوگیری از ریزش حمایت قشرهای مذهبی تر طرفدار جنبش سبز است.&lt;br /&gt;اما تجربه هشت سال اصلاحات در دولت خاتمی که در نهایت به روی کار آمدن دولت فوق محافظه کار محمود احمدی نژاد منجر شد امیدوار کردن معترضان به امکان اصلاحات در درون نظام جمهوری اسلامی را کاری دشوار کرده است.&lt;br /&gt;با در نظر گرفتن این که هدایت جنبش سبز بیشتر از طریق شبکه های اجتماعی مجازی و غیر مجازی صورت می گیرد و به خاطر این که ساختار این شبکه بیش از آن که هرمی باشد مسطح است احتمال فراگیر شدن شعارها و خواست هایی خارج از خواست سران اصلاحات وجود دارد. در چنین حالتی اصلاح طلبان که تقریبا از صفحه رسمی سیاسی ایران حذف شده اند چاره ای جز همراهی با خواست مردم ندارند.&lt;br /&gt;در هر صورت در سیزده آبان جهت گیری آینده جنبش سبز بیش از گذشته آشکار خواهد شد اما آیا در نظام سیاسی ایران گوشی برای شنیدن و اراده ای برای تغییر وجود دارد؟ &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/2605880595178249822-425342753204218928?l=namehnevis.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://namehnevis.blogspot.com/feeds/425342753204218928/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2009/10/blog-post.html#comment-form' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/425342753204218928'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/2605880595178249822/posts/default/425342753204218928'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://namehnevis.blogspot.com/2009/10/blog-post.html' title='جنبش سبز به دنبال چیست؟'/><author><name>امیر خراسانی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/02270631502271476816</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='32' height='27' src='http://3.bp.blogspot.com/_GacsSFtr-LU/SxQi2zzNVBI/AAAAAAAAAAM/wy5Ni_6PorM/S220/music.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
